My ImmortaLL
I''m so tired of being here
از اینجا بودن خسته ام
Suppressed by all my childish fears
درحالی که تمام ترسهای بچگانه ام سرکوب شده
And if you have to leave,
واگه مجبوری بری
Iwish that you would just leave
"ارزو میکنم هرچه زودتر بری
Because your presence still lingers here
چون وجودت اینجا پرسه میزنه
And it won't leave me alone
ومنو تنها نخواهد گذاشت
These wounds won't seem to heal
این زخمها بنظر نمیاد خوب شن
This pain is just too real
این دردی واقعیه
There's just too much that time cannot erase
خیلی چیزا وجود داره که زمان نمیتونه پاکشون کنه
When you cried I'd wipe away all of your tears
وقتی گریه میکردی تمام اشکاتو پاک میکردم
When you'd scream I'd fight away all of your fears
وقتی فریاد میزدی با تمام ترس هات میجنگیدم
And I've held your hand through all of these years
تمام این سالها دستتو تودستم گرفته بودم
But you still have
اما تو هنوز هم صاحب....
all of me
همه ی وجود منی
You used to captivate me
by your resonating light
توعادت داشتی منوبا نورطنین اندازت جادو کنی
Now I''m bound by the life you left behind
ولی حالا محسور زندگی شدم که تو برام به جا گذاشتی
Your face it haunts my once pleasant dreams
صورتت تمام رویا های من رو شکار می کرد
Your voice it chased away all the sanity in me
صدات عقل و هوشم رو از من می گرفت
I''ve tried so hard to tell myself that you''re gone
خیلی سعی کردم به خودم بگم که تو رفتی
But though you''re still with me
اگر چه هنوز با منی
I''ve been alone all along
ولی من از اولم تنها بودم
زمان بارش باران دلم از غربت خورشید می گیرد و روز افتابی هم دلم بی تاب روزی سرد و باران زاست خدایا من به دنبال چه می گردم ؟؟ نمی دانم