گلم ...
دلم
...

خاطرت هست

خاطرت نیست ...

 
نیست ...

مثل خودت

که دیگر نیست ...

هی من می نشینم و
،
مرور می کنم

خاطره ها

لحظه ها

بوسه ها ...

هی تو

دور می شوی

دورتر و، دورتر ...

امان از این غرور لعنتی !

که مثل دل

مرغش همیشه یک پا دارد ...

امان از این دل لعنتی !

که بدتر از غرور

مرغش اصلا پا ندارد ...

گلم
...
دلم
...

کاش دنیا فقط و فقط

یک چهار دیواری ساده بود ...

پُر از بوی تو
 
پر از چشمان تو

پُر از نگاه تو

بدون خيانت

بدون  پول

بدون دورنگي

بدون ...

فقط تو بودی
...

من هی برایت مي گفتم

و تو مسخره ام می کردی ...

تو برایم می خنديدي و،

من ضعف می کردم ...

حال، تو دورتر شده ایی و، من

بی کس تر ...

گلم
...
دلم ...